آیساآیسا، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 26 روز سن داره

من و دخترم

شیطونی

عزیزه دله مامان دیروز با مامانی رفتی به جشن سیسمونی خاله سمیرا، مامانی گفت کلی جیغ کشیدی و موهای بچه نازنازیایه تومهمونی رو کشیدی ، حسابی شیطونی کردی و حرص خوردی که نمی تونی با اونا بدویی ، عزیه دلم دخمل خوب وقتی میره مهمونی بغله مامانش یا مامانی جونش میشینه و سر صدا نمیکنه. راستی برای خاله سمیرا دعا کردیم نی نی نازو خوشگلشو سالم و راحت به دنیا بیاره ...
24 مهر 1390

بی خوابی

عزیزه دله مامان دیشب تا صبح بیدار بودی وبازی می خواستی ، کلی با هم حرف زدیم و بازی کردیم . الانم که سرکارم کلی خوابم می یاد در عوض تو خونه مامانی راحت خوابیدی . بخواب گلم ، خوابای قشنگ ببینی. ...
20 مهر 1390

دلتنگی مادرانه

عزیزه مامان، امروز اومدم سر کار اما همش به توفکر میکنم، دلم خیلی خیلی برات تنگ شده برای خنده هات وجیغات و گریه هات دوســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت دارم دلبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــندم   ...
19 مهر 1390

دوست

اینم آیسا با دوست جونش کسری که 25 روز ازش بزرگتره مامانی کلی با دوست جونت بازی کردی تازشم حواسم نبود خط خطیش می کردی. آخی نی نی به این نازی دلت میومد چنگش بندازی   ...
19 مهر 1390
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به من و دخترم می باشد